خرید بک لینک
سلام من عاشق سنت شكني و حرف گوش ندادنم برا همينم دوباره امروز رفتم بالا و مي خوام راجع به (GOOََََDBYE MORDAD) توي اين پست بنويسم:   امروز ساعت 4:00 صبح رفتم بالا ،همه چيز يه جورايي عوض شده بود همه چيز حتي اون سنگ تاريخي خودم ،رنگش رفته بود و فقط يه 16/5 معلوم بود بازم از همه چيز فيلم گرفتم و يه گزارش كامل از آخرين مردادي كه تنهايي بالا ميرم ضبط كردم و...   يه چيزي واسم خيلي جالب بود اونم سكوت الوند بود انگار ديگه كسي مردادا بالا نمي اد اخه خيلي خلودت و ساكت بود به نظر من كه تقصير تو ِ .كه ديگه كسي هوس ..............نمي كنه.    اما همين جا به همه اطمينان مي دم كه اين آخرين مرداد عمرم بود كه واسم معني داشت. اینم جمله طلایی این مرداد: اون ]چيزي كه می مونه خاطره ها نیست فقط دوست داشتن ها و نداشتن هاست همین. چندتا عكس از عكسايي كه گرفتم رو به صورت لينك زير اين پست مي زارمكه حجم لوگ زياد نشه و راحت بتونيد عكسارو ببينيد.01 02 03 04 05 06 07 08 09,واسه فراموش کردنت حالا خیلی زوده خیلی|+| نوشته شده توسط علی در چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۸۷  | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین افشاری تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 11:51

سلام عاشقانه گر نفس بود از هوس نیستاگر عاشقی به سکوت عاشقی سلاماگر عاشق عشقی بودی و غریبانه شکستی به آن چشمان پراشکت سلاماگر زخم زبان چشیدی هیچ نگفتی به صبوریت سلاماگر سوختی و خاکسترشدی اما نسوزاندی دلی به مثال پروانه ای که سوخت دور شمع سلاماگر زندگیت زندون برات به میله های پردردت سلاماگه باده خورده ای و مستی به پاک مستی ات سلام   باید تورو پیدا کنمشاید هنوزم دیر نیستتو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیستبا اینکه بی تاب منی بازم منو خط میزنیباید تو رو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنیکی با یه جمله مثل من میتونه آرومت کنهاون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنهدلگیرم از این شهر سرداین کوچه های بی عبوروقتی به من فکر می کنیحس می کنم از راه دورآخر یه شب این گریه ها سوی چشام می برهعطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی میپرهباید تو رو پیدا کنم هر روز تنهاتر نشیراضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشیپیدات کنم حتی اگه پروازم پرپر کنیمحکم بگیرم دست تو احساسم باور کنی باید تورو پیدا کنمشاید هنوزم دیر نیستتو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیستباید تو رو پیدا کنم هر روز تنهاتر نشیراضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی گفتی بیا از آن یک پنجره باشیم    باشد قبول  اما بین ما به اندازه قفس و پرواز فاصله است اونکه می گفت به شرفشش نمی ره رفت... این لاگ دیگه :ش                                                     &nادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین افشاری تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 11:51

سلام   حيفم اومد بهترين روز زندگيم رو اينجا ثبت نكنم بدون ِ هيچ توضيحي فقط تاريخش رو ثبت مي كنم....   چهارم شهريور هزار وسيصدوهشتادوهشت)چهارشنبه نمی توان برگشت و آغاز خوبی داشت،اما می توان آغاز كرد و پایان خوبی داشت|+| نوشته شده توسط علی در چهارشنبه یازدهم شهریور ۱۳۸۸  | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین افشاری تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 11:51

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشدکه تو رفتی و دلم ثانیهای بند نشدلب تو میوه ممنوع ولی لبهایمهر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشدبا چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهرهیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشدهر کسی در دل من جای خودش را داردجانشین تو در این سینه خداوند نشدخواستند از تو بگویند شبی شاعرهاعاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!|+| نوشته شده توسط علی در جمعه نهم آبان ۱۳۹۹  | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین افشاری تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 13:08

.......................به دليل حجم بالاي وبلاگ تا لود شدن كامل كمي شكيبا باشيد............asir38@*پدر كه باشي هيچ جايي زير پايت نيستپدر كه باشي پير نمي شويولي يك روز بي خبر تمام ميشوي☑️گیرم که تمام آثارم را از لحظه لحظه ی زندگیت پاک کردی,با قلبت چه خواهی کرد؟؟؟؟!!! .............................بی دل هم میشه زنده بوداما نمیشه زندگی کرد...×"""برای بهتر دیدن وبلاگ حتما" فلش پلیر نصب کنید""""×((((زنگ تفریح دنیا همیشگی نیست ... ساعت بعد "حساب" داریم)))×××آنچه به اشتباه عشقمی نامیدش ،خطای فاحش فرد درتمایز دادن ِیک آدم معمولیبا بقیه یِ آدمهای معمولی است.همین.××ولی این ادم معمولی,ممکنه باعث بشه هیچ ادم معمولی دیگه ای رو نبینی*×."این لوگ از سال 83 نوشته شده می تونید بهآرشیوش هم سری بزنید"××××××××××× ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین افشاری تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 13:08

همین که اول پاییز رفته ای یعنیهجوم غربت من را کشانده تا دشتبه جان هر دوی مارا قسم نخور عشقمبه جان هردوی ما باز برنخواهی گشتبارون نیاد پاییز نخواد بغض منو کی میتونه خالی کنهبی زخم و زهر به کل شهر حال منو کی میتونه حالی کنههم گریمی هم خندمی چشای تو مرز بین مرگ و بودنهمیفهممت قد غمت فهمیدن تو مث گلوله خوردنه♪♪♪نه جونمو بگیر نه پای من بمیر منو همیشه زندگی زدهصدا اگه صداس خدا همون خداس چرا همیشه حال ما بدهتو فرصت کمت نفس کشیدمت که زندگیتو زیر و رو کنمبه حاطر خودم شبیه تو شدم که آرزوتو آرزو کنم♪♪♪ماهارو بغضمون یه شب میکشهببین دل من و تو به چی خوشهبه چی خوشهته سکوت ما به چی میرسهصدای ما به گوش کی میرسهبه چی میرسه♪♪♪نه جونمو بگیر نه پای من بمیر منو همیشه زندگی زدهصدا اگه صداس خدا همون خداس چرا همیشه حال ما بدهتو فرصت کمت نفس کشیدمت که زندگیتو زیر و رو کنمبه حاطر خودم شبیه تو شدم که آرزوتو آرزو کنم|+| نوشته شده توسط علی در چهارشنبه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۰  | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین افشاری تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 13:08

 remember

1398/3/14

برچسب: نویسنده: نگین افشاری تاريخ: يکشنبه 27 بهمن 1398 ساعت: 5:26

به نام خدا

.

خدانگهدار

.

برچسب: نویسنده: نگین افشاری تاريخ: يکشنبه 27 بهمن 1398 ساعت: 5:26

کاش ... یه روزی میاد که دیگه دلت برام نریزه که یادت نیاد تولد من چند پاییزه هر کدوم از ما کنار یکی دیگه خوشبخته چیزی که امروز باورش واسه هر دومون سخته یه روزی میاد سالی یبارم یاد هم نیاییم از گذشتمونادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین افشاری تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 9:58

سلام

تصمیم دارم بعد از شروع فصل جدید زندگیم

دوباره بیام...

.

.@

برچسب: نویسنده: نگین افشاری تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 9:58

.......................به دليل حجم بالاي وبلاگ تا لود شدن كامل كمي شكيبا باشيد............*پدر كه باشي هيچ جايي زير پايت نيستپدر كه باشي پير نمي شويولي يك روز بي خبر تمام ميشوي☑️گیرم که تمام آثارم را از لحظه لحظه ی زندگیت پاک کردی,با قلبت چه خواهی کرد؟؟؟؟!!! .............................بی دل هم میشه زنده بوداما نمیشه زندگی کرد...×"""برای بهتر دیدن وبلاگ حادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین افشاری تاريخ: سه شنبه 11 ارديبهشت 1397 ساعت: 20:05

سلام به همه کسایی که ترجیح دادن چند دقیقه ای از عمرشیرینشون رو اینجا سپری کنند. قبل از اینکه شروع کنم چندتا نکته رو بگم و از این به بعد ملوسک رو بالا نگه دارم: نکته های مهم : 1.مخاطب تمام نوشته هام اول خودم و دلم هستیم و بعد من ِ چند سال بعد. 2.این زمان رو برای ادامه دادن تو وب انتخاب کردم چون زمانی ِ که پرحرفم و نمی تونم که ننویسم . 3.این نوشته ها نه ویرایش شده هستن نه حتی قبل از انتشار یک بار هم می خونمشون من حتی برگه امتهانم رو همه بعد از تموم شدن دوباره نخوندم برای اینکه دلم رو ترجیح می دم پس غلطهای املایی و نگراشی رو به بزرگی خودتون ببخشید. 4.نوشته هام بیشترش از دل خودمن اما هرجا بالای شعری یا متنی ستاره * دیدید یعنی این متن کپی شده ولی حرف دل منم هست. 5.هنوز هم مخاطب اصلیه این وبلاگ مهدی عج پس از اقامونم می نویسم. 6.در قسمت فریاد بزنید می تونید نظرتون رو در مورد نوشته ها بفرمایید کاملا آزاد هستید اما توهین اگه کردید از همین الان خودتی . 7.مثل نویسنده های مهم از این به بعد این دل نوشته ها رو(مهم و معروف که نیستیم یه دل نویس ساده ایم) تقدیم می کنم به فرزندم و مادرش. 8.از اینکه این پست اول فکر کنم طولانی بشه همین الان صمیمانه عدرخواهی می کنم. 9.حتی اگر این وبلاگ یک خواننده هم نداشته باشه باز می نویسم یا مثل قبلا روزی چندصدتا هم داشته باشه باز هم می نویسم من دنبال جمع کردن خوانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین افشاری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:15

سلام 

هر یک روز در میون این وبلاگ آپ خواهد شد

امشب هم منتظر باشید...

برچسب: نویسنده: نگین افشاری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:15

*تو مرا آزردی.... که خودم کوچ کنم از شهرت.... تو خیالت راحت! میروم از قلبت.... میشوم دورترین خاطره درشبهایت... تو به من میخندی و به خود می گویی:باز می آید و میسوزد... ولی برنمی گردم نه... میروم آنجا که دل حرمت دارد.... .................. هرجا گذاشتم دلتنگی جای من تصمیم بگیره بیشعور جلوه کردم ............... یه پست سنگین طولانی آماده کردم بود که بنا به دلایلی دل م نزاشت بزارمش میام دوباره پس فرداادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین افشاری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:15

به نام خدا سلام غربت؟": می دونید شاید تو تعریف غریبی و غربت اینطوری تعریفش کنیم که فاصله فرد تا محل زادگاه هش رو غریبی بگیم وهر چقدر این فاصله بیشتر بشه به اون فرد می گن غریب و به زندگی در اون محل می گن غربت و... ولی اصلا" اینطوری نیست،وقتی تو زادگاه خودت درکنار کسی که دوستش داری دوستت نداره باشی،کنار کسایی باشی که مدعی احترام و علاقه بهت هستند ولی فقط نبودت خوشحالشون می کنه و شکستنت . تو غریبی و تو غربتی فقط سنگینیش رو احساس نمی کنی چون نمی خوای و نمی زارن که بفهمی... همیشه کسایی رو که دوست دارم رو خواستم با کادو و ... خوشحال کنم حتی با یه شاخه گل،خیلی سخته که بفهمی به جایی رسیدی که بهترین هدیه ای که به یه نفر می تونی بدی اینه که کوچ کنی اینه که نباشی اینه که نخواییش و... ولی این کادو روهم می دم امیدوارم که خوشحال باشه چون کادویی رو که می دیم نباید پس بگیریم. .................... من نه به خوبی ای هستم که دوستانم می گن نه به بدی ای که دشمنانم ولی اونی هستم که با همه بدی و خوبی هام جلو خدا رو سفیدم و فقط خود خداست که برام مهمه مهر بد یا خوب بزنه به قول شاعر چارصبایی از تن قفسی ساخته ایم ................. همیشه فکر می کردم اگر برای کسی که دوستش داریم غرورمون رو بشکنیم بهش ثابت میشه که چقدر دوستش داریم اما بیشتر که گذشت فهمیدم کسایی که دوستمان دارند هیچ وقت رضایت به شکستن غرورادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین افشاری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:15

صفحه بندی